ماشینهای امیرحسین
گل پسرم هر روز ساعتها با این ماشنهات مشغول میشی و خیلی هم دوسشون داری... اینم پارکینگی که با کارتون کفشهات درست کردی.. البته این عکسو خودت گرفتی فدات بشم من با این عکاسیت... اینم خرسی که خیلی دوسش داری و انا جون برات خریده ...
نویسنده :
مهندس زهرا فرجی
22:10
خریدهای عید
سلام به گل پسرم و همه ی دوستان. امیرحسین خرید عیدشو کرده خیلی هم خوشحاله ومنم از خوشحالی اون خوشحال.عزیزم امسال لباسهاتو با سلیقه خودت انتخاب کردی خدا روهزاران مرتبه شکر که گل پسری مثل شما دارم.ماشاالله اقایی شدی واسه خودت... خیلی دوستت داریم خدایا ممنونم بابت این هدیه زیبا و نعمت باشکوهت... مبارکت باشه عمر مادر انشاالله سالم و سلامت باشی لبت پرخنده و دلت همیشه شاد باشه... ...
نویسنده :
مهندس زهرا فرجی
22:03
باز باران
باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان میخورد بر بام خانه. آب چون آبشار ریزان میریزد بر سر ایوان من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها، رودها راه اوفتاده. *** شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو، باز هر دم میپرند، این سو و آن سو *** میخورد بر شیشه و در مشت و سیلی، آسمان امروز دیگر نیست نیلی. *** یادم آرد روز باران: گردش یک روز دیرین؛ خوب و شیرین توی جنگلهای گیلان. *** کودکی ده ساله بودم شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک *** از پرنده، از خزنده، از چرنده، بود جنگل گرم و زنده. *** آسمان آبی، چو دریا یک دو ابر،...
نویسنده :
مهندس زهرا فرجی
13:59
داستانی از عشق یک مادر فداکار...
داستانی از عشق یک مادر فداکار چند سال پيش در يک روز گرم تابستان پسر کوچکي با عجله لباسهايش را درآورد و خندهکنان داخل درياچه شيرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش ميکرد و از شادي کودکش لذت ميبرد . مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي فرزندش شنا ميکند. مادر وحشتزده به سمت درياچه دويد وبا فرياد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود . تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد . مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت . تمساح پسر را با قدرت ميکشيد ولي...
نویسنده :
مهندس زهرا فرجی
12:55
مادر یعنی باز هم بهانه مادر...؟؟
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد ! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود ! مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .؟؟ چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ، اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد . آنقدر مشغول بزرگ شدن هستیم که گاهی فراموش میکنیم پدر و مادرمان در حال پير شدن هستند ! ...
نویسنده :
مهندس زهرا فرجی
12:52







