امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

منیم گوزل اوغلوم

قشنگترین دلیل زندگی مامان و باباش

بدون عنوان

شوهر عزیزم من که میدونم تو مهربونترین قلب دنیارو داری من که میدونم عاشقه منو زندگیت هستی من که میدونم با همه بدیها و غر زدنام بازم یه لحظه بدونه من نمیتونی باشی خیلی دوست دارم. سنسیز اولرم ...
3 شهريور 1394

مینویسم برای عشقم

می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که تو را نزد خود می بینم بهترین آرامش برترین خواهش و احساس نیاز ....در دلم می جوشد !روزها می گذرد .عشق ما رو به خدایی شدن است رو به برتر شدن از هر حسی .که در این عالم خاکی پیداست دوســــــــــــتت می دارم .....از همین نقطه خاکی تا عرش دوســــــــــتت می دارم .....از زمین تا به خد...
3 شهريور 1394

نامه ای به همسر مهربانم

مي دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون صدات براي دل آدمي آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتي لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم’ بزارم’ حرفهاي دلم’ بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشماي پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من’ به زندگي بيشتر وابسته مي كنه. هر موقع صداي قشنگت’ مي شنوم دلــــم مي لرزه يه جوري اروم و هيجان زده ميشم ...
3 شهريور 1394