امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

منیم گوزل اوغلوم

قشنگترین دلیل زندگی مامان و باباش

اندر احوالات

نميدونم از کجا بگم... پسرم این روزها تمام وقتم را به خودش اختصاص داده و خیلی شیرین شده بعضی وقتا میخوام بخورمش اینقدر شیرین کاری میکنه.  وقتی میخوام سفره رو بندازم کمکم میکنه سفره و لیوان و نمکدان رو پسرم میبره وقتی هم میخوام سفره رو جمع کنم جلوتر از من دست به کار می شه و وسایل کوچک مثل لیوان و قاشق رو میبره البته سعی میکنه همه چی رو ببره اما زورش نمیرسه قربونش،برم من.پسر شیرین مامان و بابا.
18 آذر 1394

جشن و 18ماهگی

به مناسبت ماهگرد عزیزم یه مهمانی گرفتیم که منو بابایی و مامان و بابا منو دایی و شما بود، کیکی پختم و شامی و میوه ای خوردیم.  پسرم دیگه مردی شده واسه خودش هزار ماشاالله به گل پسرم 
18 آذر 1394

واکسن 18ماهگی

گل پسر مامان واکسن 18ماهگی رو زد در تاریخ 94/09/10. بابایی واکسن رو زد.گل پسرم خیلی گریه کرد اما 10دقیقه بعد آروم شد.خیلی مامان رو اذیت نکرد فقط یکی دو ساعت پاش درد کرد و بهانه گیری کرد اما بعدش آروم شد.و شب هم به تب کوچولو کرد.اما به پاش به خاطر واکسن میلنگه. قربون راه رفتنت برم من. چکار 18ماهگی : وزن:13/200 قد:88یا89 دور سر:48 ماشاالله به گل پسرم.
18 آذر 1394