امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه 4 سال و 8 ماه و 17 روز سن دارد

منیم گوزل اوغلوم

پسر نازنینم

سلام پسر نازنینم، گفتم برایت بنویسم از آنچه در دل دارم و نمی توانم بگویم… شاید مجالی نباشد که برایت بگویم… نمی دانم که اصلا این دلنوشته روزی چشمهای زیبای تو را زیارت خواهد کرد یا نه… نمیدانم آن روز ها کجایی و شبها در آغوش کدام یار آرامش را در می یابی و صبح ها با نسیم نفس کدام دوست بیدار می شوی… ولی مهم این است که الان شبهایم را با گرمای آغوش تو آغاز می کنم و صبح ها با صدای نفس تو روز را از سر می گیر   ...
11 بهمن 1397

این روزها

سلام به دوستان گل و مهربونم و پسر عزیزم متاسفانه هر چی نوشته بودم پرید به خاطر اینکه یه لحظه برق قطع و وصل شد دیگه خودتون حال منو الان تصور کنید دیگه فعلا عکسها رو اپلود کنم میام مینویسم ا     ...
11 بهمن 1397

یلدا 97

سلام پسر عزيزم  امروز باباییت رفت واسه جشن مهدت یه دونه کیک خوشمزه خرد دست گلش درد نکنه...  انشاالله هميشه سلامت باشه و سایش بالای سر ما باشه...  گل پسرم وقت بزرگ شدی به خاطر زحمت هایی که پدر مهربونت برات کشیده قدر دان زحمت هاش باش...  همسر عزيزم و پدر مهربان دوستت داریم ممنون که هوامونو داری...  تا هميشه ممنونیم بابت زحمات و مهربونی هات...  ...
28 آذر 1397