امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه 4 سال و 8 ماه و 17 روز سن دارد

منیم گوزل اوغلوم

این روزها...

این روزها پسرم فقط میخواد خودش غذاش و بخوره اما متاسفانه همه جا رو کثیف میکنه و نصف غذاشومیریزه زمین.اما بازم سعیش رو میکنه و فقط باید بشقاب وقاشق خودش باشه. عاشق ماکارونی و اش رشته و سوپ هستی کوکو هم دوست داری از سیب زمینی سرخ کرده هم بدت نمياد . در کل به غیر از گوشت و مرغ همه غذا ها رو دوست داری. بعد از تمام شدن غذا هم تا دستات و غذاهایی که ریخته رو شلوارت رو تمیز نکردم از جات بلند نمیشی قربون پسر تمیزم برم من. یه خبر خوب گل پسرم تاج سرم بالاخره در تاریخ 94/8/28ساعت 14/45 روز چهارشنبه موفق شد که غذاش رو خودش با قاشق بخوره بدون اینکه بريزه زمین.الهی من فدات شم مادر. خیلی خیلی دوست دارم،  ...
28 آبان 1394

اندر احوالات امیر حسین

پسرم دیگه ماشاالله بزرگ شده و مردی شده واسه خودش. وقتی اذان میگن امیر فورا مهر رو مياره و نماز میخونه فقط هم میگه الله اکبر.  هیچکس حق نداره به وسایل پسرم دست بزنه وگرنه امیر جیغ میزنه و میره از دستش میگیره.  وقتی هم یه بچه ای میاد خونمون امیر میشینه جلوي در اطاقش به هیچکس هم یه ماشین کوچولو هم نمیده میگه بولا منی یعنی مال منن.  وقتی هم گرسنه میشه هی میگه مامانی هام می هام می به سوئیچ ماشین هم میگه تیددی تیددی می ننی اچی یعنی کلید رو بده ماشین و باز کنم. عاشق کتابی و کتاب داستان هات رو میاری و میگی اوخی اوخو یعنی بخون.قربونت برم عزیز دل مادر. 
28 آبان 1394

حرف زدن پسر گل

نانی:لامپ ناندیم :سوختم اوی ناخ :حمام کنم تات:چاقو توی:تخمه پاپا:کفش جولا :جوراب بب اوتوردی :عروسک مینشیند  الله:مهروجانماز  یووی :شستن آتی :بنداز یاچی:باشه اشا :آشغال 
28 آبان 1394

بدون عنوان

پسرم از تاریخ 94/08/24شیر خشک رو نخورد.اما در عوضش شیر گاو میخوره.ماشاالله به گل پسرم.هم شیر مادر و هم شیر گاو. پسرم به شیر میگه بیژی.  ازش میپرسم اسمت چیه میگه امیی یعنی امیر.پسرم نفسم به نفست بنده. 
27 آبان 1394