امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه 4 سال و 8 ماه و 17 روز سن دارد

منیم گوزل اوغلوم

کودک دوست داشتنی من...

سلام دوستان عزيز و پسر عزيزم...  امیر حسین جان ابن روزها انقدر مشگلات داریم که خیلی وقته ننوشتم انشاالله میام تمام اندر احوالات و رفتارها بامزت رو مینویسم...  ابن روزا ملا سوال میکنی واقعا دیگه به چرا حساسيت دارم 😘😘😘😘😎😎😎وقتی فیلم میبینیم انقدر میپزی که خودم محتوا فبلم یادم  میره الانم داری کارتون بالا رو برای بار هزارمین بار میبینی و یک میلیارد سوال پرسیدی  😘😘😘😜😜😜😜😜😜😍😍😍 مخصوصا اون قسمتی که جی پی  اس از دست اون پسره افتاد پایین رو صدها هزار بار دیدی اخه بچه جان اون چه جذابیتی برات داره اخه...  😊😊😊😘😘😘😘😘
21 آذر 1397

رفتن پسرم به مهد با بابایی مهربانش😍😍

سلام نازنینم امروز با بابات رفت مهد خیلی خوشحال بودی فدای  دل مهربونت بشم من از خداوند میخوام دلت هميشه شاد و لبت خندان باشه.  انجا هم داری نماز میخونی و دعا میکنی که خدا بهت یه داداش و ابجی دوقلو بده... پسرم دل تو پاکتر از همه است من مطمئنم که خدا دعای فرشته کوچولویی مثل تورو اجابت میکنه. خداست دل همه بچه هارو شاد کن دل پسر عزيزم هم همینطور الهی آمین 💐💐😘😘😘💝💝💝  قبول حق پسرم.. عمر مادر دیروز باران میبارید همسايه ماهم اومده بود ادرس دکتر رو ازم بگیره پسر مهربونم فدات بشم من دنبال چترش  میگشته تا بیاره برای من که خیس نشم میگه مامان سرما میخوری سرت درد میگیره  من ناراحت میشم  😘😘😘😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍به خودم ا...
19 آذر 1397

بعد از مدت ها

سلام عزیزم خیلی وقته ننوشتم به خدا توی این چند وقته اونقدر گرقتاری داریم که دیگه وقت نمیکنم بیام برات بنویسم پسر کوچولوی مامانی منو ببخش بخاطر اینکه نتونستم خاطرات قشنگتو بنویسم ولی بهت قول میدم حتما جبران کنم... به زودی میام و تمام ناگفته هارو مینویسم
15 آذر 1397

مریضی من

سلام دوستان عزیز و مهربان لطفا برام دعا کنید محتاجم به دعا... من تنبلی تخمدان دارم و تعداد فولیکولهام خیلی زیاده دکترم گفته احتمالا من دیگه نمیتونم بچه دار بشم و پسرم تک فرزند میمونه اما من دوس ندارم اینطور بشه منو همسرم چند روزه که خیلی ناراحتیم کمکم کنید ایا شما هم خدایی نکرده به تنبلی تخمدان مبتلا شدید اگه شدید چطور درمان کردید؟؟؟؟؟ راهنماییم کنید؟؟؟
15 آذر 1397

امیر بالام در مهد

عزیز دل مادر عزیزم الان که مهد میری ماشاالله بزرگ شدی و واسه خودت مرد شدی...مشق مینویسی شعر میخونی کلا مرد کوچک خونمونی.. فدات بشم من عزیزمی ... صبح ساعت 8 با عمو سرویس میری و 12 با عمو میای. در این دنیا شیرینتر از تو وجود نداره یعنی یه بوسه از تو یعنی دادن تمام دنیا بهت...فدای مشق نوشتنت بشم...انشاالله عکساشو برات میذارم عشق منی تو... ...
14 آذر 1397

فوت بابابزرگ مهربان امیر حسین

سلام پسر عزيزم و دوستان عزیز در تاريخ 1397/6/30 پدربزرگ مهربان و دوست داشتنی امیر حسین(بابای بابا) دار فانی را وداع کرد و به دار باقی شتافت...  پسر عزيزم بابا بزرگت خیلی مهربان و دوست داشتنی بود... دلمون براش تنگ شده باباییت واقعا بیتابی میکنه تو هم وقت بابابزرگ فوت شد مریض شده و تب کردی...  منم که اصلا باورم نميشه اون مرد مهربون حالا بین مانیست خداوند رحمتش کند اون روز بابابزرگ اومد خونه ما تا بره اروميه تا عکس سیتی اسکن بندازه همه جا خراب بود به غیر از اروميه ... ناهار منم قورمه سبزی گذاشته بودم که یه ذره هم نخورد فقط گفت برام بسکوییت بخر...  تو هم تازه از مهد اومده بود و مشقات رو به بابابزرگ نشون دادی با...
14 آذر 1397

حالم خیلی گرفته داغونم...

انالله و انا الیه راجعون... بازگشت همه به سوی اوست... شنبه 97/7/7 دوست عزیزم ازپیشمون رفت و مارا با کلی غم تنها گذاشت... حلیمه جان دوست عزیزم کاش از آرزوهایت برام نمیگفتی  کاش از خانه ای که باعشق خریدی و مریض توش نشستی نمیگفتی  کاش از آرزوهایت برای پسر کوچولویت که زود بود براش بی مادر شدن نمیگفتی... دوست مهربانم خیلی داغونم کردی همش تصویر تو جلوی چشممه وقتی محمد مهدی پسر کوچولوی 5ساله ات را میبینم دلم کباب میشه... محمد مهدی خاله جان وقتی بزرگ شدی و از مادرت پرسیدی بیا اینجا بخون که مادرت خیلی دوستت داشت کلی آرزو برایت داشت اتاقت رو با هزار عشق و آرزو درست کرده بود و وسایلت رو چیده بود ولی...
9 مهر 1397