امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه 4 سال و 9 ماه و 18 روز سن دارد

منیم گوزل اوغلوم

با نام و یاد افریدگار تو...

پسر عزیزم امیرحسین جان

سلام

سالها بعد که این نوشته ها رو بخونی حتما برای خودت آقایی شدی،من به نمایندگی از پسر گلم این خاطرات به یاد موندنی رو ثبت می کنم که به یادگار بمونه تا هرگز فراموش نکنیم چه روزهای خوبی باهم داشتیم و همیشه یادت بمونه که مامان زهراو بابا پرویزت چقدر دوست دارن و عاشقتن.چون تو الان امیر کوچولوی منی و خودت از عهده اینکار بر نمیای وظیفه منه که انجامش بدم.به امید روزی که با قلم خودت این نوشته ها رو ادامه بدی و زیباترین خاطرات دنیا رو بنویسی.

از ته ته ته قلبم از خدا می خوام همیشه مواظبت باشه و سالم  و سربلند و موفق باشی و تو هیچ کاری خدا رو فراموش نکنی.

دوووووووووست دارم تا ابد*نفسم*تا

در انتظار نی نی دوم...

سلام گل خوشبوی مامانی هر روز ازم داداش میخوای منم الان ۷ماهه اقدام کردم اما متاسفانه تنبلی تخمدان نمیذاره منو بابا و امیر حسین هر سه تامون منتظریم خدایا دل همه رو شاد کن دل ما هم همینطور امروز روز پریودمه خدا کنه دیگه این ماه یه نی نی خوشگل بیاد تو دل مامانی انشالله این ماه اندازه فولیکولم ۱۸بود و علایم بارداری مثل درد سینه و درد زیر شکم رو دازم اما بازم دلم روشن نیست دیگه موندم چکار کنم دیروز هم تقریبا روز ۲۳سیکل یه لکه کوچیک قهوه ای داشتم بعد هم دردهایی شبیه درد پریود لطفا دوستان دعام کنن دل پسرم شاد بشه 
23 اسفند 1397

یه شب عالی

سلام عزیزم و دوستان همیشه همراهم  چهارشنبه شب رفتیم تفرجگاه دریا خودشم هوا سرد بود تو آلاچیق گرم با یه شام توپ خیلی چسبید واقعا خوش گذشت به به آخ که بازم دلم خواست 😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋جوجه هاش با نان تنوری تازه و داغ خیلی چسبید  ...
18 اسفند 1397

پنجشنبه شاد و عالی

سلام گلم خیلی دوست دارم پنجشنبه رفتیم روستا خیلی بهت خوش گذشت انشالله همیشه شاد و سلامت باشی عزیزم  دیگه اینقدر بازی کردی که نگو شبم موقع خواب بیهوش شدی الهی برات بشم همیشه لبت خندان بماند برایت عمر جاویدان بماند    ...
18 اسفند 1397

دکتر

سلام گلم دیروز رفتیم ارومیه از دکتر منتظر وقت داشتم ساعت چهار رسیدیم مطب وقت گرفتیم گفتن که ساعت۷/۳۰نوبتمون میشه ماهم رفتیم کمی توبازار کمی خرید و برای تو یک دست کت شلوار شیک و برند خریدیم اومدیم مطب ساعت فکر کنم ۷/۴۵رسیدیم مطب شما با بابا تو ماشین نشستین منم تو مطب ساعت ۱۰/۳۰نوبت من شد ساعت۱۱تموم شدم اومدیم بیرون که بریم ساعت ۲نصفه شب رسیدیم خونمون دیگه واقعا بریدیم،البته هرماه میریم اما هیچوقت اینقدر دیر نوبتمون نشده بود خلاصه کلام دیروز کلی خسته شدیم تو هم به خاطر کت و شلوارت خیلی خوشحال بودی مبارکت باشه انشالله کت و شلوار دامادیت
9 اسفند 1397